دیگر نبینم اگر
این بار که آمدم سپر کرده ای عصبی اتم یا معصومیت تهی از شعرت را نه تعارف انگشتان آویزان به سینه ات ونه آن لحظه گل از گل سرخت شکفتن را ********************** برای افتادن، شعر هایت چه نارس شده بیفتی اما اگر از چشمم! دیگر حتی خدا حتی ابلیس هم به دادت به یادت هم نمی آید
+ نوشته شده در 87/03/06ساعت 17:54 توسط سرشار |
| ||||||